کمال‌گرام

متمایل به کمال

۴۲ مطلب با موضوع «سبک شعر :: رباعی» ثبت شده است

احساس بهار در کویر تو خوش است

احساس بهار در کویر تو خوش است
هرچند پر از خطر، مسیر تو خوش است

از مدعیان هرچه دریا، دل‌گیر
ماییم و دلی که با غدیر تو خوش است
«مصطفی محدثی خراسانی»

احساس بهار در کویر تو خوش است

امیرالمؤمنین (ع)

مصطفی محدثی خراسانی

۱۷ فروردين ۰۳ ، ۲۰:۵۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
کمال‌گرام ‌

هستی جز شش جهت پریشانی نیست

هستی جز شش جهت پریشانی نیست
جمعیت در بساط حیرانی نیست

از لوح جبین رستگاران خواندیم
دین کار دل است کار پیشانی نیست
«هادی سعیدی کیاسری»

هادی سعیدی کیاسری

هستی جز شش جهت پریشانی نیست

۱۴ فروردين ۰۳ ، ۰۹:۵۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
کمال‌گرام ‌

گشتم همه شهر را سراسر، گشتم

گشتم همه شهر را سراسر، گشتم
گشتم همه عمر این در و آن در، گشتم

یک نامه‌ی محرمانه از خویش به خویش
من آمدم و رساندم و برگشتم
«محمدمهدی سیّار»

محمدمهدی سیّار

گشتم همه شهر را سراسر گشتم

۱۳ فروردين ۰۳ ، ۱۱:۲۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
کمال‌گرام ‌

از چنبر نفس رسته بودند آن‌ها

از چنبر نفس رسته بودند آن‌ها
بت‌ها همه را شکسته بودند آن‌ها

پرواز شدند و پر گشودند به عرش
هرچند که دست‌بسته بودند آن‌ها
«مصطفی محدثی خراسانی»

از چنبر نفس رسته بودند آن‌ها

شهیدان

مصطفی محدثی خراسانی

کربلای چهار

۰۸ فروردين ۰۳ ، ۱۰:۰۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
کمال‌گرام ‌

به من از راه نگویید، خودم می‌بینم

به من از راه نگویید، خودم می‌بینم
از شب و ماه نگویید، خودم می‌بینم

جاده‌های سفرم تا به خدا نزدیک است
راه را چاه نگویید، خودم می‌بینم
«موسی عصمتی»

به من از راه نگویید خودم می‌بینم

موسی عصمتی

۰۳ فروردين ۰۳ ، ۰۱:۴۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
کمال‌گرام ‌

چَشمانِ تو را غباری از خواب گرفت

چَشمانِ تو را غباری از خواب گرفت
اشک آمد و از دستِ دلم تاب گرفت

این بود پس از تو کار چشمم ای دوست
یک عمر نشست و آب را قاب گرفت

«قیصر امین‌پور»

قیصر امین‌پور

چَشمانِ تو را غباری از خواب گرفت

گریه

۲۲ آذر ۰۲ ، ۰۷:۱۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
کمال‌گرام ‌

این کوزه چو من عاشقِ زاری بوده‌ست

این کوزه چو من عاشقِ زاری بوده‌ست
در بندِ سرِ زلفِ نگاری بوده‌ست

این دسته که بر گردن او می‌بینی
دستی‌ست که بر گردن یاری بوده‌ست

«خیام»

این کوزه چو من عاشقِ زاری بوده‌ست

خیام

چون کارِ دلم ز زلفِ او ماندْ گره

کوزه

۲۱ آذر ۰۲ ، ۲۱:۰۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
کمال‌گرام ‌

از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن

از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن
فردا که نیامده‌ست فریاد مکن

بر نامَده و گذشته بنیاد مکن
حالی خوش باش و عمر بر باد مکن

«خیام»

از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن

حال

خیام

۲۱ آذر ۰۲ ، ۲۱:۰۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
کمال‌گرام ‌

آن قصر که با چرخ همی زد پهلو

آن قصر که با چرخ همی زد پهلو
بر درگهِ آن شهان نهادَندی رو

دیدیم که بر کنگره‌اش فاخته‌ای
بِنْشسته همی گفت که کوکو کوکو

«خیام»

آن قصر که با چرخ همی زد پهلو

خیام

۲۱ آذر ۰۲ ، ۲۱:۰۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
کمال‌گرام ‌

ای دیده اگر کور نئی گور ببین

ای دیده اگر کور نئی گور ببین
وین عالمِ پُرفتنه و پُرشور ببین

شاهان و سران و سروران زیر گِل‌ند
روهای چو مه در دهن مور ببین

«خیام»

ای دیده اگر کور نئی گور ببین

خیام

مرگ

۲۱ آذر ۰۲ ، ۲۱:۰۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
کمال‌گرام ‌