خطاب به رهبر انقلاب:
هر چند که اندوهِ فراوان داریم
یک سینه پُر از داغ شهیدان داریم
از گردنهی حادثهها میگذریم
وقتی که به تدبیر تو ایمان داریم
«عاطفه خرمی»
خطاب به رهبر انقلاب:
هر چند که اندوهِ فراوان داریم
یک سینه پُر از داغ شهیدان داریم
از گردنهی حادثهها میگذریم
وقتی که به تدبیر تو ایمان داریم
«عاطفه خرمی»
پناهم علی بن موسیالرضاست
که شاهم علی بن موسیالرضاست
هراس از شبِ ظلمتم نیست که نیست
که ماهم علی بن موسیالرضاست
«محمدمهدی سیّار»
صد داغ به دل داشت، از آن هیچ نگفت
یک بار از این دردِ نهان هیچ نگفت
با آنکه زبانِ دردِ این مردم بود
از زخمِ زبانِ ناکسان هیچ نگفت
«ناصر فیض»
از کوه صدای بیصدایی آمد
با باد شمیم کربلایی آمد
بعد از چهلوسه سال یکبار دگر
در کشورِ ما عطر رجایی آمد
«محمدرضا بازرگانی»
پرستویی و لانه در پیت بود
همیشه آب و دانه در پی بود
تو کوچهکوچه در حالِ محبت
شهادت خانهخانه در پیت بود
«عاطفه جوشقانیان»
از میز و عناوینِ خودت دورشدن
با شبزدگان نماندن و نورشدن
این مرحله از عروج، دل میخواهد
عاشقشدن و شهیدجمهورشدن
«نصیبا مرادی»
آنقدر ز میز خدمتت دور شدی
با مردمِ پابرهنه محشور شدی
سلطانِ خراسان به تو مزدت را داد
خادم بودی، شهیدِ جمهور شدی
«الهام صفالو»
بر گنبد تو دستِ توسّل مىزد
بر مُصحَفِ نام تو تفأّل مىزد
هر لحظه شفاعتِ تو را حاجت داشت
«خورشید»، که سوى حرمت زل مىزد
«محمدمهدی عبدالهی»
این گل زِ بَرِ همنفسی میآید
شادی به دلم از او بسی میآید
پیوسته از آن روی کنم همدمیاش
کز رنگِ ویام بوی کسی میآید
«حافظ»
آن یار که عهدِ دوستاری بشکست
میرفت و مَنَش گرفته دامان در دست
میگفت دگرباره به خوابم بینی
پنداشت که بعد از آن مرا خوابی هست
«سعدی»