یه روز یه آرزو ته دلم بود
که از منِ شکسته ناامید شد
آهای آهای ستارهها ببخشید
اینطرفا کجا میشه شهید شد؟
اینطرفا کجا میشه نشست و
گزارههای ناگزیرو حل کرد
یه همزبون میخوام که روی شونهش
بشه یه بغضِ کهنه رو غزل کرد
یکی میخوام که خطخطی نباشه
کسی که راست و چپ برام نبافه
یه نازنین که خاطرِ قشنگش
فقط رو خط عین و شین و قافه
تفنگشو گذاشته رو شقیقهم
میگه زبونِ شیعه طعنه داره
آره جناحِ شیعه ذوالجناحه
آره، زبون شیعه ذوالفقاره
اینو میگم که خنجرا بفهمن
که پشت من به یه چیزایی قرصه
یکی میاد که دردمو بفهمه
یکی میاد که حالمو میپرسه
کسی که با نگاه نازنینش
بهانهی ترانه روبهراهه
شبا با چشم و گوش باز بخوابین
صدا، صدای پای ذوالجناحه
«جواد اسلامی»