پر زد از قفس دل هواییات
شادی ای کبوتر از رهاییات!
حالیا به سوی خانه خواندهاست
هاتف از حریم کبریاییات
میروی به دیدنِ امام خویش
با لباس خادمالرضاییات
ای شهیدِ راهِ کوشش و تلاش
همترازی است با رجاییات
خوش سفر کن ای به وصل آشنا!
مفتخر شدیم از آشناییات
«علیرضا نورعلیپور»