این چشم‌غُرّه‌های پدر از چیست مادر؟ من اشتباه نکردم که
تا چند حرفِ توبه و استغفار؟ عاشق شدم، گناه نکردم که

اندوهِ او نمی‌رود از یادم، من تا همیشه با غمِ او شادم
جز عمرِ خود که هدیه به او دادم، عمر از کسی تباه نکردم که

گفتی نظر خطاست، قبول، اما مَه‌رو اگرچه دور و برم کم نیست
هرگز منِ فلک‌زده جز آن ماه، سوی کسی نگاه نکردم که

من قصه‌ی شبانه نمی‌گویم، بیهوده عاشقانه نمی‌گویم
می‌خواهمش که شعر و غزل گفتم، دفتر فقط سیاه نکردم که

این چشم‌غُرّه‌های پدر از چیست؟ امشب سرِ نماز دعایم کن
اما مخواه توبه کنم مادر، عاشق شدم، گناه نکردم که
«علی‌رضا نورعلی‌پور»