گفت زیبایان چرا یاران خوبی نیستند؟
گفتمش زیرا وفاداران خوبی نیستند!

ای که تًرکِ عشق را از من طلب کردی! بدان
گوش‌های من بده‌کاران خوبی نیستند

خنده‌هایم گرچه حاشا کرده بغضم را ولی
چشم‌هایم آب‌ِروداران خوبی نیستند

وقت دیدار است! اما غصه‌ها دارم هنوز
عکس‌ها آن‌قدْر غم‌خوارانِ خوبی نیستند

گفتم آن نرگس چرا از من پرستاری نکرد؟
گفت بیماران پرستاران خوبی نیستند
«علی‌رضا نورعلی‌پور»