گل در فراق حضرت باران شهید شد
پس باغ گل، مزار هزاران شهید شد
هی سرو پشت سرو که بستان قیام کرد
هی لاله پشت لاله گلستان شهید شد
در شامِ هجر، زنده به شوقِ وصال بود
در روزِ وصال، از غمِ هجران شهید شد
هر تن برای حفظِ وطن تکهتکه شد
لشکر نیاز بود که گردان شهید شد
این معنیِ دقیق و عمی شهادت است
اسلام زنده ماند و مسلمان شهید شد
مُردن به راهِ دوست سرآغازِ زندگیست
جسمی که بود در طلبِ جان شهید شد
از چشمه آب خشک نشد، آب در گرفت
از سفره نان بریده نشد، نان شهید شد
آموزگار نام پدر را سوال کرد
طفل تو پشت میز دبستان شهید شد
انسان به اوج قلهی انسانیت رسید
آنسان بزرگ زیست که اینسان شهید شد
جانباز از تأسف آنکه نشد شهید
یک بار زخم خورد و فراوان شهید شد
از مرگ، جان اگرچه به در برد، در عوض
در انتظارِ نوبتِ درمان شهید شد
مفقود نیست چون اثرش را گذاشته
پیداست آن ستاره که پنهان شهید شد
بنبست هم که بود به افلاک میرسید
روزی که اگر نام خیابان شهید شد
دریا کمال مقصدِ رود است و هرکسی
افتاد در مسیر شهیدان، شهید شد
جاری شده دهان به دهان ماجرای تو
هرچند واقعیت جریان شهید شد
پرچم به لطف پیکر او شد بلندتر
هرکس که زیر پرچم ایران شهید شد
«محمد زارعی»