کمال‌گرام

متمایل به کمال

۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ایران» ثبت شده است

ایرانِ من! ای باغِ پُر از لاله و سنبل!

ایرانِ من! ای باغِ پُر از لاله و سنبل!
برهم نزند زُلفِ تو را بادِ تطاول

ای سبزتر از سبزتر از سبزتر از تاک
ای سرخ‌تر از سرخ‌تر از سرخ‌تر از مُل

ای مستیِ جوشیده به رگ‌برگِ شقایق
وی شادیِ پنهان‌شده در پیرُهَنِ گل

موسیقی باد است و نوای خوشِ رود است
کاین‌گونه درآمیخته با چَه‌چَهِ بلبل

پرواز تو ای فاخته! آن‌قدر بلند است
نومید شد از صیدِ تو شاهینِ تخیُّل

تو جانِ جهان هستی و کانونِ توجه
تو جزئی و جزئی که فزون‌تر شده از کُل

تا در کفِ مردانِ دلیرِ تو کمان است
بر دامنِ پاکت نرسد دستِ چپاول

ای رابطه‌ی نام تو با ذلت و خواری
بی‌ربط‌تر از رابطه‌ی کوه و تَزلزُل

بگذار که دیوار به دور تو بچینند
کافی‌ست تو را پنجره‌ی باز توکل

دریا نشود در هَم و بر خویش ملرزد..
طفلی اگر انداخت در او سنگ تغافل

از منحنی‌اش رقص‌کنان بگذرم، ایران!
گر بینِ من و خاک تو شمشیر زند پُل

تو خرم و آباد و تو آباد و تو خرم
تو خرم و آباد و چه خوب است تَسَلسُل
«محمدرضا طهماسبی»

ایران

ایرانِ من! ای باغِ پُر از لاله و سنبل!

محمدرضا طهماسبی

۱۶ آبان ۰۳ ، ۱۵:۰۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
کمال‌گرام ‌

بی‌امرِ عشق، گوش به فرمان نمی‌دهیم

بی‌امرِ عشق، گوش به فرمان نمی‌دهیم
تا مرگ می‌رویم، ولی جان نمی‌دهیم

دنیا دو بار عُمرِ گران را به ما نداد
ما هم دلِ عزیز خود ارزان نمی‌دهیم

جمع است خاطرِ دلِ ما در مسیر عشق
دل را به غیرِ زلفِ پریشان نمی‌دهیم

مردن به پای دوست هنوز آرزوی ماست
حتی به مرگ، فرصتِ جولان نمی‌دهیم

موجیم، موج، پا به سرِ صخره می‌نَهیم
کوهیم، کوه، خاک به توفان نمی‌دهیم

مردانِ مرد، اهلِ امان‌نامه نیستند
جان را به جز به راه شهیدان نمی‌دهیم

افراسیاب‌ها چه به سر پرورانده‌اند؟
ما رستمیم، ملک به توران نمی‌دهیم

مرد مُرُوّتیم ولی در شبِ نبرد
حتی به خصم جرأتِ میدان نمی‌دهیم

ما وارثانِ خونِ سلیمانی عزیز
این خاک را به مُلکِ سلیمان نمی‌دهیم

گوید اگر کسی بَدِ ما را به این و آن
ما عاقلیم و گوش به نادان نمی‌دهیم

حتی اگر تمامِ جهان را به ما دهند
یک نیم‌ذرّه خاکْ از ایران نمی‌دهیم
«قادر طراوت‌پور»

ایران

بی‌امرِ عشق گوش به فرمان نمی‌دهیم

شهدا

قادر طراوت‌پور

۰۵ خرداد ۰۳ ، ۱۲:۵۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
کمال‌گرام ‌

بر سرت سایه‌ی ابابیل است

بر سرت سایه‌ی ابابیل است
بعد از این زندگی‌ت تعطیل است

سیلِ ویرانیِ تو راه افتاد
بسترش از فرات تا نیل است

میوه‌ی سرخِ هفتم اکتبر
سیلی آب‌دارِ آوریل است

گفته‌ای موشــکی نخورد به تو!
کارِ تو تفت این اباطیل است

عکسِ رسوایی تو پخش شده
چه نیازی به بحث و تحلیل است

بینِ ما صحبتی اگر باشد
خیبر و ذوالفقار و سجیل است

یا بنی‌سامری! هلاکت‌تان
قولِ تورات، حرف انجیل است

آی قابیل! آی اسرائیل!
نوبتِ انتقامِ هابیل است

خانه‌ات را تکانده‌ای ای قدس؟
نَم‌نَمَک وقتِ سالْ تحویل است
«محمد رسولی»
 

ایران

بر سرت سایه‌ی ابابیل است

حمله ایران به اسرائیل

فلسطین

محمد رسولی

۲۹ فروردين ۰۳ ، ۱۲:۲۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
کمال‌گرام ‌

شبِ حمله چقدر شیرین بود

شبِ حمله چقدر شیرین بود
گنبد آهنین‌تان این بود؟

تازه آن گنبدی که پشتِ سرش
انگلیس و پاریس و برلین بود

پس چه شد وعده‌های کاخِ سفید
قول امنیتی که تضمین بود

آن‌چه که خورده‌اید یک سیلی است
گرچه که سهمگین و سنگین بود

ما که جنگی نکرده‌ایم هنوز
هرچه که دیده‌اید تمرین بود

همه‌ی ترس از جواب شما
صف کوتاه پمپ بنزین بود‌

ای خدا! شاهدی که «شاهد» ما
هدفش لانه‌ی شیاطین بود

زخم پهپاد‌ها -خدا را شکر-
بر دلِ اهلِ غزّه تسکین بود

موشـکِ بامِ مسجدالاقصیٰ
پیک آزادی فلسـطین بود
«محمد رسولی»

ایران

حمله ایران به اسرائیل

شبِ حمله چقدر شیرین بود

فلسطین

محمد رسولی

۲۹ فروردين ۰۳ ، ۱۲:۲۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
کمال‌گرام ‌

شَتَک بر سینه‌ی آفاق زد زین پیش‌تر خون دلیرانت

شَتَک بر سینه‌ی آفاق زد زین پیش‌تر خون دلیرانت
اگر‌ ای جوهرِ تیغِ تو سرخ از عشق می‌خوانند ایرانت

چو شیری یال‌ها افشانده مابینِ دو شط لم داده‌ای آرام
به چشمِ هرزه‌کفتارانِ هار نرّ و ماده بد اَنیرانت

بزرگا بیشه‌ی جولانِ شیرانِ تو و آبِشخورِ کارون
بزرگا‌تر حریمِ تشنه‌لب خیلِ شهیدانِ تو شیرانت

چنان چون پیکری تَف‌دیده زیر آفتاب افتاده تا مشرق
یکی نقشی‌ست خود گسترده بر نطع نمک فرش کویرانت

به چشمم کعبه و کانون دیگر طابران و طوس تو دارد
که چون من بی‌پناهانِ تو خرسندند با حج فقیرانت

جبین بر خاکِ محرابِ تو ساییدند و سر بر آسمان سودند
الا‌ای رشته‌ی تسبیح البرز و دنا در دست پیرانت

مگر از تخت جمشیدت ستون وز بیستونت سقفِ افسانه‌ست
که سر در ابرت‌ای اسطوره‌گونِ میهن نخواهم دید ویرانت
«علی‌رضا رجب‌علی‌زاده»

ایران

شَتَک بر سینه‌ی آفاق زد زین پیش‌تر خون دلیرانت

علی‌رضا رجب‌علی‌زاده

۲۴ فروردين ۰۳ ، ۱۹:۱۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
کمال‌گرام ‌

وطن بسوزد و من در خروش و جوش نباشم؟!

وطن بسوزد و من در خروش و جوش نباشم؟!
خدا کند که بمیرم، وطن‌فروش نباشم!
 
خدا کند که بیافتد سرم به دامن میهن
ولی به وقت خطر، بار روی دوش نباشم
 
مگر نه ریشه‌ی ما می‌رسد به شوکت دریا؟
چرا بمانم و چون موج در خروش نباشم؟!
 
چو مرگ می‌برد آخر به هر طریق تنم را
چرا چرا چو شهیدانِ لاله‌پوش نباشم؟
 
منیم جانیم سنه قوربان ده آی گوزل ایران!
به غیر از این چه بگویم اگر خموش نباشم؟!

«لیلا حسین‌نیا»

ایران

لیلا حسین‌نیا

وطن

وطن بسوزد و من در خروش و جوش نباشم؟!

وطن‌فروش

۱۲ فروردين ۰۳ ، ۱۱:۰۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
کمال‌گرام ‌