خواب دیدی شبی که جلادان، فرشِ دارالخلافهات کردند
گردنت را زدند با نیرنگ، به شهیدان اضافهات کردند
میخروشیدی: اینکه میبینید، شیمیائی است، مومیائی نیست
نه ابوالهولها نفهمیدند، متهم به خرافهات کردنت
چارده سال میشود، یا نه، چارده قرن سخت میگذرد
بیقراری مکن خبر دارم، سرفهها هم کلافهات کردند
زخمها، ماسکهای اکسیژن، چه میآید به صورتت، مؤمن!
تو بدانی اگر که تاولها چقَدَر خوشقیافهات کردند
شهرها برجِ مست میسازند، برجها بتپرست میسازند
شرقِ ما حیف غرب وحشی شد، محو در دودِ کافهات کردند
فکرِ بال تو را نمیکردند، روح ترخیص میشد از بدنت
و تو بالای تخت میدیدی، کفنت را ملافهات کردند
جا ندارند در هبوطِ خزه، سروها -جملههای معترضه-
زود رفتی به حاشیه ای متن! زود حرفِ اضافهات کردند
«عباس احمدی»