داغی بزرگ بر دلِ دنیا گذاشتی
صبرِ زمانه را به تماشا گذاشتی
ای سرو سرفراز؛ چرا زود، ناگهان
از خاک سر به دوش ثریّا گذاشتی
جایت نبود روی زمین ای بزرگمرد!
رفتی و پا به عالمِ بالا گذاشتی
در ساحلِ سپیدهدم از شوقِ جامِ وصل
دستی به روی شانهی دریا گذاشتی
ناگاه زخمِ کوچِ نفسگیرِ خویش را
در امتدادِ خاطرهها جا گذاشتی
آه ای طبیبِ خستهدلان! با گلابِ اشک
دردِ فراق را به دلِ ما گذاشتی
عمری نَفَس به شوقِ ولایت زدی و بس
یعنی قدم به راه تَوّلا گذاشتی
آه ای شهید! حالِ تو را غبطه میخوریم
وقتی قرار با گلِ زهرا گذاشتی
پروازِ تو به مقصدِ تبریز بود یا
رفتی و جان به مشهدِ دلها گذاشتی
آه ای شهیدِ خادم جمهور تا ابد
داغی بزرگ بر دل دنیا گذاشتی
«محمدمهدی عبدالهی»