کمال‌گرام

متمایل به کمال

۴۵ مطلب با موضوع «ائمه معصومین (علیهم‌السلام) :: امیرالمؤمنین (ع)» ثبت شده است

به گردون ابرش از رحمت برآمد از دلِ دریا

به گردون ابرش از رحمت برآمد از دلِ دریا
که دریا شد از آن صحرا، که صحرا شد از آن دریا
 
زبان بگشود سوسن چون بشیر از مژده یوسف
زحسرت چشم نرگس همچنان یعقوب شد بینا
 
علیُ عالیُ اعلا ولیُ والیُ والا
وصی سید بَطْحا، به حکمش جمله مافیها
 
حدیثی خاطرم آید که می‌فرمود پیغمبر
به اصحابش شبِ معراج سِرِّ لیلةالاسرا
 
به طاق آسمان چهارمین دیدم من از رحمت
هزاران مسجدی اندر درون مسجدالاقصی
 
به هر مسجد هزاران طاق، بر هر طاق محرابی
به هر محراب صد منبر به هر منبر علی پیدا
 
زپیغمبر چو بشنیدند اصحاب این سخن، گفتند
که دیشب با علی بودیم جمله جمع در یک جا
 
تبسم کرد سلمان، این سخن گفتا به پیغمبر
به غیر از خود ندیدم هیچ‌کس در نزدِ آن مولا
 
اباذر گفت با سلمان، به روحِ پاک پیغمبر
نشسته بودم اندر خدمتش در گوشه‌ای تنها
 
به گوشِ فاطمه خورد این سخن، گفتا علی دیشب
که تا صبح از درونِ خانه بیرون پا ننهاد اصلا
 
که ناگه جبرئیل آمد، سلام آورد بر احمد
که ای مَسندنشینِ بارگاهِ قربِ أوْ اَدنیٰ
 
 اگر چه بر همه بر صورتی ظاهر شدم اما
ولیَّت از همه بُگذشت و با ما بود در بالا

«ابن سینا»

ابن سینا

به گردون ابرش از رحمت برآمد از دلِ دریا

۰۶ تیر ۰۳ ، ۱۱:۰۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
کمال‌گرام ‌

مِدحَت کن و بِسْتای کسی را که پِیَمْبَر

مِدحَت کن و بِسْتای کسی را که پِیَمْبَر
بِسْتود و ثنا کرد و بِدو داد همه کار

آن کیست بدین حال و که بوده است و که باشد؟
جز شیرِ خداوندِ جهان، حیدرِ کرّار

این دین هدیٰ را به مَثَل، دایره‌ای دان
پیغمبرِ ما مرکز و حیدرْ خط پرگار

علمِ همه عالم به علی داد پِیَمْبَر
چون ابرِ بهاری که دهد سیل به گلزار
«کسایی»

امیرالمؤمنین (ع)

مدحت کن و بستای کسی را که پیمبر

کسایی

۰۷ خرداد ۰۳ ، ۱۵:۲۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
کمال‌گرام ‌

عمری‌ست گفته‌ایم به عشقِ تو یا علی

عمری‌ست گفته‌ایم به عشقِ تو یا علی:
«یا مَظهَرَ العَجائِبَ یا مُرتَضی علی»

دست مرا بگیر که از پا فتاده‌ام
تا کی کنم به بَحر بلایا شنا، علی؟

من کیستم که بر سر خوانت بخوانی‌ام؟
شاهانِ عالم‌اند به خوانت گدا، علی!

من کیستم که لاف ز عشق علی زنم؟
این کَلبِ آستانه کجا و کجا علی؟

در راهِ عشق، غیرِ علی در میانه نیست
از ابتدا علی‌ست و تا انتها علی

عَنقای عشق دربه‌درِ قاف قنبر است
دیگر چه سان پَرد مگسِ عقلْ تا علی

با مِهرش از عدم به وجود آمدیم ما
یعنی که هست رمز فنا و بقا علی

چون خیر و شر رقم به یدالله می‌‌خورد
حُسن‌القضاست از پس سوءالقضا، علی

در حیرتم که خلق چرا رو به هم زنند!
وقتی که هست بر همه مشکل‌گشا علی

عالم تمامْ خصم و فقط دوست حیدر است
خلقی غریبه‌اند و فقط آشنا علی

بیم عذاب چیست؟ حساب‌وکتاب چیست؟
وقتی شفیع ماست به روز جرا علی 

خیبرگشا علی‌‌ست فقط، ای خوشا علی
مَرحب‌فِکَن علی‌ست فقط، مَرحبا علی

در گویش ملائکه تغییر می‌کند
«حَیِّ عَلَی اَلصَلاة»، به حَیِّ عَلَی علی

مِهر و مَه و فلک به نماز ایستاده‌اند
کرده‌ند اقتدا همه و مقتدا علی

می‌ایستند خیلِ ملائک به حرمتش
هرچند می‌نشست روی بوریا علی

ارض و سما به دور علی چرخ می‌زنند
فرمان‌بر است عالم و فرمان‌روا علی

خاک نجف به کرسیِ عرش ایستاده است
در آن‌چه خفته است به این کبریا علی

هرچند ناخنش به فلک سربه‌سر رود
با کودکی یتیم رود پابه‌پا علی

از یُمن طلعتش همه را عَفو می‌کنند
آید اگر به جلوه به روز جزا علی

هرگز نبوده است جدا از علی، خدا
هرگز نبوده است جدا از خدا، علی

مَشعر علی و کعبه علی و مِنا علی
زمزم علی و مروه علی و صفا علی

حیدر، اباالحسن، اسدالله، مرتضی
صفدر، ابوتراب، ولی، ایلیا، علی

نوح و خلیل و موسی و عیسی و مصطفی
سرّ ظهور یک‌به‌یک انبیا علی

نور نهان به فرّه‌ی قُدسیِ هشت و چهار
تاجِ سر و فروغ رخِ اولیا علی

سرمست گشت شام عروجش نبی که دید
صاحب‌سخن خداست و صاحب‌صدا علی

آن شب که فاصله دو کمان بود تا خدا
خود را رسولْ گرمِ سخن یافت با علی

معنی شد از مباهله «یک روح در دو تن»
یا مصطفی محمّد و یا مرتضی علی

چون روز روشن است پس از لیلةالمبیت
تنها یکی‌ست با نبی اهلِ وفا، علی 

در بیش و کم اگرچه نگنجد علی، ولی
کم از خَس است خصمش و بیش از طلا علی

در کوچه شد ز جُور، قدش گر دو تا علی
در خانه بود مِهر بتولش عصا علی

خَلقی‌ست مبتلای علی، کیست فاطمه؟
کافتاده در محبت او مبتلا علی

دست خدا علی‌ست، ولی کیست فاطمه؟
کز جان، به راه او همه تن گشته پا علی 

چشم خدا علی‌ست، ولی کیست فاطمه؟
کز گَرد چادرش بِکِشد توتیا علی

شیرِ خدا علی‌ست، ولی کیست فاطمه؟
کز غم به حِرز او ببرد التجا علی

وَجه خدا علی‌ست، ولی کیست فاطمه؟
کز عالمی کند به رخش اکتفا علی

می‌خواستم که مدحِ علی سر کنم، ولی
تا خاک پای فاطمه شد رَهنما علی

من اَلکَنم ز مِدحَتِ خاتونِ عالمِین
وقتی که گفته حضرت او را ثنا، علی

گوید مگر مدیح علی، شخص فاطمه
گوید مگر مدیحه‌ی خیرالنساء، علی

شادم که جز وِلای تو و مِهر فاطمه
چیزی نمانده از همه دنیا مرا، علی

عمری‌ست گفته‌ایم فقط «یا علی مدد»
آری مدد ز غیر تو ننگ است یا علی!
«محمود حبیبی کسبی»

امیرالمؤمنین (ع)

حضرت فاطمه (س)

عمری‌ست گفته‌ایم به عشقِ تو یا علی

محمود حبیبی کسبی

۲۲ فروردين ۰۳ ، ۲۰:۵۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
کمال‌گرام ‌

بهلا مها چو کنم خطا، که تو کان بخششی و عطا

بهلا مها چو کنم خطا، که تو کان بخششی و عطا
بهلا حلاوتِ «هَلْ أَتَیٰ»، بهلا صلابتِ لا فِتیٰ

همه نفس مصطفوی تویی، همه عدل مرتضوی تویی
همه پهلوان قوی تویی، که ز قلعه در بکند ز جا

نبُود به عالم از این خبر، خبری مهم‌تر و معتبر
که نبی مدینه‌ی علم اگر بشود تویی همه بابُ‌ها

خبرت به خیبریان چه بُود؟ به نبردِ تن‌به‌تن‌ت چه شد
که نگفته در همه عمر خود لبِ مَرحَب این همه مَرحبا

تو وصی، تو نایبِ مطلقی، تو هماره حق و مع‌الحقی
تو شکوه عرصه‌ی خندقی، که فکنده عبدِ ودان ز پا

تو امیرِ وادیِ فهمی و تو ضمیر «لَحْمُکَ لَحْمِی»‌ و
تو سفیرِ شدت و رحمی و تویی ابتدا، تویی انتها

گِره اَر گشوده نشد، علی، به حُنِین و بَدر و اُحُد، علی
به خدا که گفته به خود علی، که علی نگفته به خود خدا

پِی زَر تمام شَهان دوان، تو چه کرده‌ای شَهِ مؤمنان؟
که به قدر عطسه‌ی بز جهان، شده در نگاه تو بی‌بها

تو عقیل را به نشانه‌ای، همه آتشی و زبانه‌ای
تو طلا نِهی، تو خزانه‌ای، که طلا شود به تو مبتلا

تو هماره وان دگران گهی، به نماز خود ز چه آگهی
که نِگین پادِشَهی دهی ز کرم به سائلِ بی‌نوا

تو کجا و چون‌دگران‌شدن؟ پسِ پشتِ فتنه نهان شدن؟
تو کجا شبیه فلان شدن؟ تو کجا و نطق «عَنِ الْهَوَىٰ»؟

«هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اهْتَدَىٰ»، چو مرام مهتدیان تویی
چو امامِ مُتّقیان تویی، «هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقَىٰ»

همه می‌دوند و به سوی تو، همه تشنگان سبوی تو
خُنُکا که رازِ مگوی تو، به غدیرِ خُم شده برملا

همه واله‌ی مِیِ ذات تو، همه مستِ جامِ صفات تو
شده روشن از نفحات تو، صفحاتِ مُصحفِ مصطفی

به سگان ز غرش حیدری، بچشان عذاب غضنفری
بچشان که گله‌ی کافری، برود به قهر و به قهقرا

همه چشم من شده جوی خون، زده حسرت آتشم از درون
چه کنم اگر که رود برون، ز دلم محبتِ مرتضی؟

به صف جزا همه خامُش و متواری و متوحش و
دل هرکسی به کسی خوش و به تو دل‌خوشیم اسدللها
«محمدرضا طهماسبی»

امیرالمؤمنین (ع)

بهلا مها چو کنم خطا که تو کان بخششی و عطا

محمدرضا طهماسبی

۲۲ فروردين ۰۳ ، ۲۰:۲۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
کمال‌گرام ‌

نبوده چون تو نذیری نبوده چون تو بشیری

نبوده چون تو نذیری نبوده چون تو بشیری
نبوده با تو شبیهی نبوده با تو نظیری

تو دست شمس ببستی، سر قمر بشکستی
تو را به سایه چه حاجت؟ که نَیّری و منیری

به بازوانِ مُعَزیٰ شکسته عزتِ عُزیٰ
بتان نموده مکسر، شکوهِ خیرِ کثیری

چه بوی دل‌کَش و نازی، چه عطر شامه‌نوازی
نبیِ عنبر و عودی، رسولِ مشک و عبیری

به گمرهان بیابان نشان روشن راهی
مسیر هرچه دلیلی دلیل هرچه مسیری

بسانِ ساحلِ دریا، سؤالِ هرچه غریقی
شبیه قطره‌ی باران جواب هرچه کویری

ستونِ محکمِ کسری نوشته ناکس و کس را
که نامه‌ای ننوشته چنان تو هیچ دبیری

کدام مثل کدام و کدام فخرِ کدام است؟
فقیر فخر تو گردیده یا تو فخرِ فقیری؟

گهی به عرشی و بالا، گهی به فرشی و چون ما
گهی به شَه‌پر جبرییل و گَه میان حصیری

تویی که کرده تجلی، خدا به سینه‌ی صافت
ز بس که آینه‌روحی، ز بس زلال‌ضمیری

هم از تبار محبت، هم از سلاله‌ی رحمت
پیام‌آورِ صلحی و بر سلام سفیری

کجاست نایبِ لایق، که جانشین تو گردد؟
علی مگر که بیاید تو را رسد به «وزیری»

علی که راه ندارد بر او هراس و جهالت
علی که کُفر ندارد از او گریز و گزیری

همو که بسته لبِ ما "بِما اَقَلَّ و دَلّ"ش
همو که باک ندارد ز هیچ امرِ خطیری

همو که شکل و شبیهش ادب ندیده فصیحی
همو که مثل و نظیرش عرب ندیده دلیری

همو که گفته طبیبش به وقتِ سجده درآرید
اگر زدند ز غفلت بر او ملاحده تیری

بریز باده‌ی رحمت به جامِ شیعه که چشمش
بُوَد به دست تویی که خُمِ شراب غدیری

پر از شعوری و شوری، شفیعِ حَشر و نشوری
قسیم ناری و نوری به فضل و جود شهیری

امین مذهب نوری، امیر لشکر شوری
امینی و چه امینی! امیری و چه امیری!

به مومنان به تَشَفّی، به کافران به تَجافی
تو صلح آتش و آبی تو جمع تیغ و حریری

تو را به تیغ چه حاجت که با کمند نگاهت
همه یلان جهان را گرفته ای به اسیری

مران مرا ز سرایت هلا تویی که برایت
به زیر سایه ی طوبی خدا نهاده سریری

نشسته ایم به صف تا درآیی از در محشر
کز این جماعت از پا فتاده دست بگیری

ز من که عدت و عذری جز این قصیده ندارم
فغان اگر مپسندی دریغ اگر مپذیری
«محمدرضا طهماسبی»

امیرالمؤمنین (ع)

حضرت محمد (ص)

نبوده چون تو نذیری نبوده چون تو بشیری

۲۱ فروردين ۰۳ ، ۰۹:۵۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
کمال‌گرام ‌

مدحت کن و بستای کسی را که پیمبر

مِدْحَت کن و بِسْتای کسی را که پیمبر
بِسْتود و ثنا کرد و بدو داد همه کار

آن کیست بدین حال و که بوده است و که باشد؟
جز شیرِ خداوندِ جهان، حیدرِ کرّار

این دینِ هدی را به مثلْ دایره‌ای دان
پیغمبرِ ما مرکز و حیدرْ خطِ پرگار

علمِ همه عالم به علی داد پیمبر
چون ابرِ بهاری که دهد سیل به گل‌زار
«کسایی»

امیرالمؤمنین (ع)

مدحت کن و بستای کسی را که پیمبر

کسایی

۲۰ فروردين ۰۳ ، ۱۴:۰۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
کمال‌گرام ‌

گفتی به آن گرسنه ز خوانت غذا دهند

گفتی به آن گرسنه ز خوانت غذا دهند
کردی اشاره، شیر به آن بی‌حیا دهند

با چشمِ نیمه‌بسته و با فرقِ نیمه‌باز
گفتی کنارِ سفره به او نیز جا دهند

گفتی درست نیست تعرض به او شود
گفتی ناسزاست به او ناسزا دهند

عمری پِیِ شکار تو ای شیر! بزدلان
با بغض و کینه خنجر خود را جلا دهند

هدیه به غیر تیغ چه بر پادشَه برند؟
جزیه به غیر زخم چه بر مرتضی دهند؟

این زخم‌های کهنه‌ی پنجاه ساله را
دردا! نشد به کاسه‌ی شیری شفا دهند

لاجُرعه کائنات وِلای تو سر کشید
زان باده کز پیاله‌ی «قالو بلی» دهند

شد وحی بر رسول که با مؤمنین بگو
در چشمه‌ی غدیر به دل‌ها صفا دهند

هان ای عقیل! گنج نهان، حبّ مرتضی‌ست
زین کوره خود طلا به دلِ مبتلا دهند

نامش چو مرهمی‌ست که درمانمان کند
حبّش بهانه‌ای‌ست که ما را بها دهند

جودش فسانه نیست، ولی در سَرای او
کو جامه‌ای اضافه که بر بی‌نوا دهند؟

قالی‌نشین چه قال و مَقالی کند به زُهد؟
جز بوریای او، همه بوی ریا دهند
«محمدرضا طهماسبی»

امیرالمؤمنین (ع)

محمدرضا طهماسبی

گفتی به آن گرسنه ز خوانت غذا دهند

۱۹ فروردين ۰۳ ، ۱۳:۴۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
کمال‌گرام ‌

رُخ پیش از آفتاب مکن عاری از نقاب

رُخ پیش از آفتاب مکن عاری از نقاب
ترسم نمازِ صبحِ جهانی قضا شود

بنشین که بی‌وقوعِ قیامت ز قامتت
روزی هزار بار قیامت به پا شود

ای مَرحَب افکنی که فضای نُه آسمان
بر دستت از خدایْ پر از مرحبا شود

چون دستِ ذوالفقار برآری به عزمِ رزم
دستِ بقا ز مِرفقِ هستی جدا شود

گر پرتو ضمیر تو تابد بر آسمان
نبود عجب که مهر ز خجلت سها شود

پیچند رخ به مِقنعه مردان روزگار
در صورتی که ترجمه‌ی لافتا شود

بنشین و از محیطِ قیامت ندارْ بیم
در زورقی که شیر خدا ناخدا شود
«شباب شوشتری»
 

امیرالمؤمنین (ع)

رُخ پیش از آفتاب مکن عاری از نقاب

شباب شوشتری

۱۹ فروردين ۰۳ ، ۱۳:۴۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
کمال‌گرام ‌

چارده قرن است از قتل عدالت رد شدی

چارده قرن است از قتلِ عدالت رد شدی
از کنار خونِ او، دنیا! چه راحت رد شدی

فکر کردی بی‌علی هم اهل ایمانی، ولی
بی ولی در امتحانِ بیع و بیعت رد شدی

از «قَسیمُ النّارِ و الجَنَة» جدایی تا به کی؟
از بهشتِ سرنوشتت با چه قیمت رد شدی؟

فکر می‌کردی که بی‌حجّت شود حَجّت قبول؟
با فروعت از اصول و از اصالت رد شدی

پای بر اوراق مُصحف می‌گذاری می‌روی
ای که از آیاتِ قرآن بی‌ولایت رد شدی

با چه رویی چشم بستی روی «أَکمَلْتُ لَکمْ»
با لگد از پهلوی آیاتِ عصمت رد شدی

در نزد بر خانه‌ی سردِ فقیران این سحر
با یتیمان بازگو امشب نمی‌آید پدر

بعدِ هجرانِ پدر، بعد از غمِ بی‌مادری
مانده در تقدیرِ زینب داغ‌های دیگری

یا علی! بنهاده بر دامن سرت را دخترت
وای از آن روزی که بیند بر سر نی‌ها سری

وای از آن روزی که بیند در میانِ تشتِ زَر
نِیْ خورَد بر آن لبِ از برگ گل نازک‌تری

جان میانِ آن جسمِ خواهر نمی‌ماند دگر
جان دهد وقتی برادر پیشِ چشمِ خواهری

زینب و زهرا کجا؟ بازار شامی‌ها کجا
دختری که سایه‌اش را هم ندیده اختری

کوه صبر است او ولی آن شب دلش آتش گرفت
دید وقتی که سرِ باباست دستِ دختری
«قاسم صرافان»


 

امیرالمؤمنین (ع)

حضرت زنیب (س)

قاسم صرافان

چارده قرن است از قتل عدالت رد شدی

۱۹ فروردين ۰۳ ، ۱۳:۰۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
کمال‌گرام ‌

پدر! ما بی‌تو تنهاییم، بی‌تابیم، تب‌داریم

پدر! ما بی‌تو تنهاییم، بی‌تابیم، تب‌داریم
یتیمان را ببین بعد از تو یا مولا، گرفتاریم

پدر! ای آبروی خاک از ما یاد کن گاهی
ببین ای آسمان! هر جای دنیا زیر آواریم

به گریه، در خموشِ چاهِ شب، یادآورِ سجاد
به نعره، در خروشِ جنگ، فرزندان کراریم

شب قدر است و یاد بَدرِ تو تنها خیالِ ما
تویی تنها امیدِ ما که نومیدانه بسیاریم

اگر دشنه‌ست پهلو ما، اگر زخم است بازو ما
کدامین زخم را در محضر فرق تو بشماریم

سلام ای یوسف، ای یعقوب، جز چشم تو راهی نیست
پدر دریاب ما را گرچه فرزندِ گنه‌کاریم

گنه‌کاریم آری آری، اما ای پدر بنگر
که در آتش‌های دوران نامِ مادر را به لب داریم
«علی‌محمد مؤدب»
 

امیرالمؤمنین (ع)

علی‌محمد مؤدب

غزه

پدر! ما بی‌تو تنهاییم بی‌تابیم تب‌داریم

۱۹ فروردين ۰۳ ، ۱۱:۲۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
کمال‌گرام ‌