پدر! ما بی‌تو تنهاییم، بی‌تابیم، تب‌داریم
یتیمان را ببین بعد از تو یا مولا، گرفتاریم

پدر! ای آبروی خاک از ما یاد کن گاهی
ببین ای آسمان! هر جای دنیا زیر آواریم

به گریه، در خموشِ چاهِ شب، یادآورِ سجاد
به نعره، در خروشِ جنگ، فرزندان کراریم

شب قدر است و یاد بَدرِ تو تنها خیالِ ما
تویی تنها امیدِ ما که نومیدانه بسیاریم

اگر دشنه‌ست پهلو ما، اگر زخم است بازو ما
کدامین زخم را در محضر فرق تو بشماریم

سلام ای یوسف، ای یعقوب، جز چشم تو راهی نیست
پدر دریاب ما را گرچه فرزندِ گنه‌کاریم

گنه‌کاریم آری آری، اما ای پدر بنگر
که در آتش‌های دوران نامِ مادر را به لب داریم
«علی‌محمد مؤدب»