کمال‌گرام

متمایل به کمال

۳ مطلب با موضوع «شاعران :: آناهیتا آقابیگی» ثبت شده است

اگر نشد شَبَهِ آرزوی دورِ تو باشم

اگر نشد شَبَهِ آرزوی دورِ تو باشم
سپیدبختِ پر از شرمِ زیرِ تور تو باشم

نوشتم از تو که در چشم‌هام خیس نمانی
نوشتمت که فقط خونِ خودنویس نمانی

نوشتمت که در آیینه گنگ و تار نباشی
نوشتمت که فقط بُهتِ انتظار نباشی

چه نور ماه شوی و در این اتاق بیوفتی
که بی‌مقدمه در جانم اتفاق بیوفتی

نوشتمت که در این عشق ناپدید نباشی
نوشتمت که فقط وعده و وعید نباشی

تو را از اولِ دنیا ادامه‌دار نوشتم
به شکلِ ساده‌ترین نقشِ کُنجِ غار نوشتم

به شکل آدمِ درگیر رنج‌های نخستین
به شکل قصه‌ی پیچیده در خطای نخستین

نوشتمت که به جان‌کندنم حیات بریزد
که گیسوانِ زنی روی دست‌هات بریزد

نوشتمت که مرا مأمنِ فرار بدانی
پناهِ لحظه‌ی جاماندن از قطار بدانی

مرا حقیقتِ پنهانِ در سکوت ببینی
شبیه روزنه‌ای نور روبه‌روت ببینی

من آن زنانگیِ خفته در سکوت و درنگم
همان شهامت بیدار عصر آتش و سنگم

که بی‌جسارتِ زن‌بودنش به کار نیامد
شبی جوانه زد و با تبر کنار نیامد
«آناهیتا آقابیگی»

آناهیتا آقابیگی

اگر نشد شَبَهِ آرزوی دورِ تو باشم

زن

۲۶ فروردين ۰۳ ، ۱۲:۲۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
کمال‌گرام ‌

کوه باش و به پای زندگی‌ات محکم و عاشق و جسور بایست

کوه باش و به پای زندگی‌ات محکم و عاشق و جسور بایست
تو دماوندِ غرقِ در برفی، تو عروسی، میان تور بایست

خانه از ردِّ پات آکنده‌ست،‌ عِطر تو جابه‌جا پراکنده‌ست
واژه‌ها چیده‌ی سلیقه‌ی توست، لابه‌لای همین سجور بایست

کودکت را یَل نبرد بِکِش، او زمین می‌خورد تو درد بِکِش
فقط از سینه آهِ سرد بِکش، مادری کن ببین و دور بایست

یک جهان روشنی ذخیره‌ی توست، ماه در چشم‌های چیره‌ی توست
ازخودت‌ردشدن خمیره‌ی توست، خسته هرچند، روبه‌نور بایست

در مرور امید و افسوسَت، رفتند جوجه‌های ققنوسَت
دلت آتش گرفته بدرقه کن، ولی آرام و پُرغرور بایست

مَخمَلِ صورتت حریر شده، چینِ موهات برف‌گیر شده
بی‌قراری ناگذیر شده، تو ولی همچنان صبور بایست
«آناهیتا آقابیگی»

آناهیتا آقابیگی

زن

مادر

کوه باش و به پای زندگی‌ات محکم و عاشق و جسور بایست

۲۴ فروردين ۰۳ ، ۱۹:۲۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
کمال‌گرام ‌

از دور شکل هم‌دم رویاییِ همیم

از دور شکل هم‌دم رویاییِ همیم
یک مشت آدمیم که تنهاییِ همیم

آرایش ریا و تعارف گرفته‌ایم
شکلِ اتاق‌های پذیراییِ همیم

ما عاشقانه نامه نوشتیم و در پی
ایرادهای جزئی املاییِ همیم

بی‌اعتنا به زخم عمیقی که می‌کشد
جراح رنج‌های سرِپاییِ همیم

خون است در پیاله‌ی دل‌هایمان ولی
سرمست‌های منکر گیراییِ همیم

با ذره‌بین عشق به هم خیره می‌شویم
خورشیدهای شهر مقوایی همیم

ما آدمیم، محرمِ اصرارِ عالمیم
یا خوشه‌چینِ خرمنِ رسواییِ همیم؟

«آناهیتا آقابیگی»

آناهیتا آقابیگی

از دور شکل هم‌دم رویاییِ همیم

۱۲ فروردين ۰۳ ، ۱۰:۵۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
کمال‌گرام ‌