کمال‌گرام

متمایل به کمال

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «رضا نیکوکار» ثبت شده است

سینه‌ام پُر می‌شود باز از هوای مادرم

سینه‌ام پُر می‌شود باز از هوای مادرم
تا سرم را می‌گذارم روی پای مادرم

با همین موی سپیدی که نشسته بر سرم
کودکی هستم به دنبال صدای مادرم

مانده روی صورتِ چین‌وچورک‌افتاده‌ام
مثلِ ردِ نور جای بوسه‌های مادرم

هر زمانی که گره انداخت در کارم جهان
باز شد بی‌وقفه با دستِ دعای مادرم

دور دنیا گشتم و جایی ندیدم بهتر از
گرمی آغوش پاک و بی‌ریای مادرم

کم ندارم هیچ چیزی با حضور او ولی
کم شود ای کاش از قرص و دوای مادرم

کاش می‌شد می‌تکاندم با دو دست کوچکم
برف را از روی گیسوی رهای مادرم

خوش به حال من که دستانِ خدا آمیخته
سرمه‌ی چشمِ مرا با خاک پای مادرم

کاش راضی باشد از من این رفیق بی‌کلک
من رضای مادرم هستم، رضای مادرم
«رضا نیکوکار»

رضا نیکوکار

سینه‌ام پُر می‌شود باز از هوای مادرم

مادر

۲۳ فروردين ۰۳ ، ۱۴:۵۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
کمال‌گرام ‌

گفتند از شراب تو می‌خانه‌ها به هم

گفتند از شراب تو می‌خانه‌ها به هم
خُم‌ها به وقتِ خوردنِ پیمانه‌ها به هم

تو آن حقیقتی که تو را مژده می‌دهند
اسطوره‌های خفته در افسانه‌ها به هم

در هر نماز عطر تو تکثیر می‌شود
در امتداد وحدت این شانه‌ها به هم

هر خانه‌ای مناره‌ی الله‌اکبر است
این گونه می‌رسند همه‌ی خانه‌ها به هم

وقتی که شمعِ جمع تو باشی چه دیدنی‌ست
دل‌دادنِ دوباره‌ی پروانه‌ها به هم

چون دانه‌های رشته‌ی تسبیح با همیم
در هم تنیده سلسله‌ی دانه‌ها به هم

اعجاز بی‌نظیر تو عشق است و عشق تو
ما را رسانده از دل ویرانه‌ها به هم
«رضا نیکوکار»

رضا نیکوکار

گفتند از شراب تو می‌خانه‌ها به هم

۰۴ فروردين ۰۳ ، ۲۰:۵۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
کمال‌گرام ‌