گفتند از شراب تو میخانهها به هم
خُمها به وقتِ خوردنِ پیمانهها به هم
تو آن حقیقتی که تو را مژده میدهند
اسطورههای خفته در افسانهها به هم
در هر نماز عطر تو تکثیر میشود
در امتداد وحدت این شانهها به هم
هر خانهای منارهی اللهاکبر است
این گونه میرسند همهی خانهها به هم
وقتی که شمعِ جمع تو باشی چه دیدنیست
دلدادنِ دوبارهی پروانهها به هم
چون دانههای رشتهی تسبیح با همیم
در هم تنیده سلسلهی دانهها به هم
اعجاز بینظیر تو عشق است و عشق تو
ما را رسانده از دل ویرانهها به هم
«رضا نیکوکار»