کمال‌گرام

متمایل به کمال

۲ مطلب با موضوع «شاعران :: میتراسادات دهقانی» ثبت شده است

بهار آمد و با صورتی کبود گذشت

بهار آمد و با صورتی کبود گذشت
پرنده پر زد و بی‌نغمه و سرود گذشت

سراغِ من، منِ تنها، اگر کسی آمد
شبیه ابر رسیده، شبیه رود، گذشت

نه غم،‌ شادیِ بسیار، زندگانیِ من!
نداشت هیچ فرازی و در فرود گذشت

دلم کبوترِ جَلدِ تو بود و بعد از تو
از آب و دانه حذر کرد، پر گشود، گذشت

همیشه فرصتِ دیدارمان چه دیر رسید
همیشه فرصتِ دیدارمان چه زود گذشت

نمی‌توان به عقب برد عقربک‌ها را
گذشت هر چه میانِ من و تو بود، گذشت
«میتراسادات دهقانی»

بهار آمد و با صورتی کبود گذشت

عاشقانه

میتراسادات دهقانی

۲۴ فروردين ۰۳ ، ۱۰:۴۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
کمال‌گرام ‌

مغرور و شاد و پرهیجانم کنارِ تو

مغرور و شاد و پرهیجانم کنارِ تو
زیباتر از تمام زنانم کنار تو

هم بودنِ تو مایه‌ی آرامش من است
هم تُند می‌شود ضربانم کنار تو

چون کوهْ استواری و آرام و مطمئن
چون رودها زلال و روانم کنار تو

شیراز و بلخ و قونیه در چشم‌های توست
وسعتْ گرفته است جهانم کنار تو

گفتی سخن بگو، چه بگویم از اشتیاق
بند آمده دوباره زبانم کنار تو

بشکن سکوت را که اگر وا شود لبم
آتش‌فشانِ در فورانم کنار تو

بگذار تا که شانه کنم زلفک تو را
تو موسیِ منی و شبانم کنار تو

شب‌های قدر، قدرِ مرا بیش‌تر بدان
این من که عاشق رمضانم کنار تو

با من بمان که غربت سی سال رفته را
از تن درآورم، بتکانم کنار تو

بر شانه‌ی تو سر بِگُذارد جوانیَم
یک عمر از تو شعر بخوانم کنار تو

من این زنی که از همه عالم گذشته است
سوگند می‌خورم که بمانم برای تو
«میتراسادات دهقانی»
 

باز آهنگ جنون می‌زنی ‌ای تار امشب

مغرور و شاد و پرهیجانم کنارِ تو

میتراسادات دهقانی

۱۳ فروردين ۰۳ ، ۲۰:۱۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
کمال‌گرام ‌