در ما قیامت کن، قیامت، سیّدابراهیم!
ای صاحبِ جود و کرامت، سیّدابراهیم!
ما را خبر از خویش بیخود کرده، اما تو..
اما تو راحت باش راحت، سیّدابراهیم!
تو شاد از دیدار با ما مردمِ دلتنگ
ما خسته از دنیای غُربت، سیّدابراهیم!
از ابتدا هم تو شهید زندهای بودی
سهم تو شد آخر شهادت، سیّدابراهیم!
دیدار با تو بار دیگر آرزوی ماست
دیدار ما روز قیامت، سیّدابراهیم!
«علیرضا قزوه»