با اینکه در کنارِ تو دنیا برای من
گلدانی از ستاره و باران و شبنم است
با اینکه پشتِ پنجرهی انتظارِ من
بارانی از ستاره و باران و شبنم است
اما همینکه از تو سرازیر میشوم
انگارِ برفِ خاطرهها آب میشوند
انگار خاطرات مهآلود و یخزده
آرام پشتِ پنجرهها آب میشوند
انگار لحظهلحظه تویی در کنار من
اینجا منم کنار تو اما تو نیستی
غمگینترین قناریِ قصرِ شکوفهام
تاجم گلِ بهارِ تو اما تو نیستی
«محمدسعید میرزایی»