کمال‌گرام

متمایل به کمال

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «امام زمان (عج)» ثبت شده است

تمام خاک را گشتم به دنبالِ صدایِ تو

تمام خاک را گشتم به دنبالِ صدایِ تو
ببین باقی است روی لحظه‌هایم جای پای تو

اگر مؤمن اگر کافر به دنبال تو می‌گردم
چرا دست از سر من بر نمی‌دارد هوای تو

صدایم از تو خواهد بود اگر برگردی ای موعود
پر از داغِ شقایق‌هاست آوازم برای تو

تو را من با تمامِ انتظارم جست‌وجو کردم
کدامین جاده امشب می‌گذارد سر به پای تو؟

نشانِ خانه‌ات را از تمامِ شهر پرسیدم
مگر آن‌سوتر است از این تمدن روستای تو؟
«یوسف‌علی میرشکاک»

امام زمان (عج)

انتظار

تمام خاک را گشتم به دنبالِ صدایِ تو

یوسف‌علی میرشکاک

۲۶ فروردين ۰۳ ، ۱۲:۳۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
کمال‌گرام ‌

با این‌که در کنارِ تو دنیا برای من

با این‌که در کنارِ تو دنیا برای من
گل‌دانی از ستاره و باران و شبنم است
با این‌که پشتِ پنجره‌ی انتظارِ من
بارانی از ستاره و باران و شبنم است

اما همین‌که از تو سرازیر می‌شوم
انگارِ برفِ خاطره‌ها آب می‌شوند
انگار خاطرات مه‌آلود و یخ‌زده
آرام پشتِ پنجره‌ها آب می‌شوند

انگار لحظه‌لحظه تویی در کنار من
این‌جا منم کنار تو اما تو نیستی
غم‌گین‌ترین قناریِ قصرِ شکوفه‌ام
تاجم گلِ بهارِ تو اما تو نیستی
«محمدسعید میرزایی»
 

امام زمان (عج)

انتظار

با این‌که در کنارِ تو دنیا برای من

محمدسعید میرزایی

۲۶ فروردين ۰۳ ، ۰۹:۳۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
کمال‌گرام ‌

کجاست جای تو در جمله‌ی زمان که هنوز

کجاست جای تو در جمله‌ی زمان که هنوز
که پیش از این.. که هم‌اکنون.. که بعد از آن.. که هنوز..

و با چه قید بگویم که دوستت دارم؟
که تا ابد.. که همیشه.. که جاودان.. که هنوز..

سؤال می‌کنم از تو، هنوز منتظری تو؟
غنچه می‌کنی این‌بار هم دهان، که هنوز..

چقدر دل‌خورم از این جهانِ بی‌موعود
از این زمین که پیاپی.. و آسمان که هنوز..

جهان سه نقطه‌ی پوچی‌ست خالی از نامت
پر از همیشه همین‌طور.. از همان‌که هنوز..

همه پناه گرفتند در پسِ هرگز
و پشتِ هیچ نشستند از این گمان که هنوز..

ولی تو «حتماً»ی و اتفاق می‌افتی
ولی تو «باید»ی، ای حسِ ناگهان! که هنوز..

در آستان جهان ایستاده چون خورشید
کسی که می‌دهد از ابرها نشان که هنوز..

شکسته ساعت و تقویم پاره‌پاره شد
به جست‌وجوی کسی آن سوی زمان که هنوز..
«محمدسعید میرزایی»

امام زمان (عج)

انتظار

محمدسعید میرزایی

کجاست جای تو در جمله‌ی زمان که هنوز

۲۶ فروردين ۰۳ ، ۰۹:۳۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
کمال‌گرام ‌

مثل هر قصه که تأویل خودش را دارد

مثل هر قصه که تأویل خودش را دارد
این غزل شیوه‌ی تحلیل خودش را دارد

راه مطرح‌شدن و شهره‌شدن بسیار است
هرکسی شیوه‌ی تحمیل خودش را دارد

شب دریاچه اگر بستر آرامش قوست
برکه هم فوج حواصیل خودش را دارد

آن چراغی که به خانه‌ست روا روشن کن
مسجد شهر که قندیل خودش را دارد

هردم آهنگ دگر می‌زند انجیل و زبور
مُصحفِ ماست که ترتیل خودش را دارد

عالمی گو سپه ابرهه باشد، غم نیست
کعبه سجیل و ابابیل خودش را دارد

شعر، این گستره‌ی عرشیِ رازآلوده
آسمانی‌ست که جبرییل خودش را دارد

عشق متنی‌ست که پرحاشیه‌تر از او نیست
گرچه هر قصه اباطیل خودش را دارد

عمر ما در شب یلدایی زلف تو گذشت
عشق ما و تو که تفسیل خودش را دارد

عید ما دل‌شدگان لحظه‌ی دیدار شماست
سال ما ساعت تحویل خودش را دارد
«محمدعلی مجاهدی»

امام زمان (عج)

مثل هر قصه که تأویل خودش را دارد

محمدعلی مجاهدی

۰۸ فروردين ۰۳ ، ۱۰:۰۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
کمال‌گرام ‌

شروع می‌شود این شعر بی تو با جمعه

شروع می‌شود این شعر بی تو با جمعه
و ایستاده زمان بین این دو تا جمعه

چقدر بی‌تو جهان مثل جمعه‌بازار است
و گفته‌اند که می‌آیی از قضا جمعه

کجا زمانه به وقت یکِ یکِ یک بود
که انتظار تو آغاز شد الی جمعه؟

و جمعه روز جهانی توست در تقویم
خدا بیاورد آن روز را که ما جمعه

فقط برای تو تعطیل کرده‌ایم آقا
کجاست آخر این هفته‌ها؟ کجا جمعه

نشد، برای من آمد نداشت این هفته
نداشت آمدنی در بروبیا جمعه

امام جمعه‌ی دنیا تو را خدا دیگر
بیا تمام کن این انتظار را جمعه
«مریم آریان»

کسی می‌آید از سمت خانه‌ی کعبه
کسی می‌آید از سمت کربلا جمعه
بداهه از «علی‌رضا قزوه»

امام زمان (عج)

جمعه

شروع می‌شود این شعر بی تو با جمعه

مریم آریان

۰۴ فروردين ۰۳ ، ۲۱:۰۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
کمال‌گرام ‌