نماند آنکه دلش بیقرارِ رفتن بود
همانکه خادمِ مخلص، برای میهن بود
همیشه یاور مردم، همیشه حقباور
همانکه خوبیِ او واضح و مبرهن بود
به جنگِ دَدمنشان رفت در تمامی عمر
که استوارِ رهِ حق چنان تهمتن بود
کسی که منسبِ او خادمالرضا بوده
چنان کبوترها در پیِ پریدن بود
چنان کبوترِ عاشق که بینفس مانده
تمام دغدغهاش ازقفسپریدن بود
چه خوش شکست بتِ نفس را چو ابراهیم
همانکه روحِ بلندش، فراتر از تن بود
رئیسِ جمهور اکنون شهیدِ جمهوریست
نماند آنکه دلش بیقرارِ رفتن بود
«سیدعلیرضا حسینی»