پرنده پر زد از این خاک‌دان و راحت شد
به آسمان زد و چون نور بی‌نهایت شد

پرید آخرِ اردیبهشت سوی بهشت
پرید و ریزه‌خورِ سفره‌ی کرامت شد

تمامِ عمر شریفش شهید زیست، شهید
عجیب نیست اگر لایقِ شهادت شد

همیشه نامِ تو سبز است و باشکوه ای کوه
هرآن‌کجا ز جهاد آیه‌ای تلاوت شد

همیشه نام تو چون شهد بر زبان جاری‌ست
به هرکجا که ز کار و تلاش صحبت شد

فقیه و مجتهدِ جامع‌الشرایط بود
صف نخست رها کرد و با جماعت شد

فقیه، جامه‌ی سربازی وطن تن کرد
و مستِ جامِ میِ طاعت و اطاعت شد

شهیدِ راهِ وطن گشت، سیّدابراهیم
درست مثل رجایی شهیدِ خدمت شد

پس از قریبِ چهل سال کارِ بی‌وقفه
غریب و خسته، کنون وقتِ استراحت شد

غلام بارگه و آستانِ قدس رضا
شبِ ولادتِ او راهی زیارت شد

خدا شهید و سریع‌الرضاست، ابراهیم
عجیب نیست دعای تو زود اجابت شد
«محمدرضا طهماسبی»