کجا سُکری که اینجا هست، در خُم میشود پیدا؟
بگو مستیِ ما از دور چندم میشود پیدا
چه تجریدی است در طور ضریح تو که با هر طُوف
تجلی میکند سَینا، تکلّم میشود پیدا
همین که بابِ شرقی حرم وا میشود ناگاه
از اشراقِ نگاه تو تبسم میشود پیدا
بیابم کاش خود را در صف گَمگشتههای تو
که هر کس در حریمت میشود گم، میشود پیدا
ز حاصلخیزیِ بذر ِکراماتِ تو بود و هست
اگر در این زمینِ خشک گندم میشود پیدا
کسی پرسید از قبری که پنهان شد، خبر آمد
که آن رازِ پر از اعجاز در قُم میشود پیدا
«رضا یزدانی»