شمشیر تو در نیام گل کرد
از صلح تو، صد قیام گل کرد

نام تو به جلوه تا در آمد
معنای تمام و تام گل کرد

تأثیر نداشت بی‌تو مرهم
در سایه‌ات التیام گل کرد

تا عطر تو بینِ باغ پیچید
هر شاخه به احترام گل کرد

تصویر سخاوتِ خداوند
در آینه‌ی امام گل کرد

هنگامِ خیالِ روی و مویت
منظومه‌ی صبح و شام گل کرد

در ساحتِ مُستعدِ یادت
هر دانه نهاد گام، گل کرد

الهام گرفت حُسن از تو
عشق از تو گرفت وام، گل کرد

در سایه‌ی مهرِ تو شگفتا
گل کرد جهان تمام، گل کرد

هر بار که خارِ طعنه دیدی
تنها به لبت سلام گل کرد

صبر تو، صلابت تو ای مرد
در آینه‌ی قیام گل کرد

ای جرأت محض! در یَدِ تو
آن بیرقِ سرخ‌فام گل کرد
«مهرداد مهرابی»