تمامِ شب، همه دستانی از دعا مردم
و دستهای دعا جانبِ خدا مردم
کسی که دردِ شما را عمیق میفهمید
کجاست در دل این شب؟ کجا... کجا مردم؟!
کسی که مثلِ شما بود، ساده و خاکی
کسی که مثل شما بود بیریا، مردم!
به منجنیقِ بلا اندر است ابراهیم
به آتشِ حسراتند، بینوا مردم
درونِ جنگلِ مِه رفتهای فرو، امّا
نمیشوند ز یادت دمی جدا مردم
به دستهای توسّل، تو را طلب کردند
نمیکنند تو را لحظهای رها مردم
به آستانِ رضا سر نهادهاند امشب
برای یافتنِ خادمالرّضا مردم
یکی شدند دوباره، به بَرْکَتِ یادت
رها ز تفرقه گشتند، مرحبا مردم!
«محمدرضا ترکی»