فتنه شاید، روزگاری اهل ایمان بوده باشد
آه! این ابلیس شاید، روزی انسان بوده باشد
فتنه شاید، در لباس میش، گرگی تیزدندان
در لباسی تازه شاید، فتنه چوپان بوده باشد
فتنه شاید، کنج پستوی کسی، لای کتابی
فتنه لازم نیست حتماً، در خیابان بوده باشد
فتنه شاید، در صفِ صفین میجنگیده روزی
فتنه شاید، در زمان شاه، زندان بوده باشد
فتنه شاید، با امام از کودکی همسایه بوده
یا که در طیارهی پاریس-تهران بوده باشد
فتنه شاید، تابی از زلفِ پریشانِ نگاری
فتنه شاید، خوابی از آن چشمِ فتّان بوده باشد
فتنه شاید، این که دارد شعر میخواند برایت
وا مصیبت! فتنه شاید، از رفیقان بوده باشد
ذرهای بر دامنِ اسلام، ننشیند غباری
نامسلمانی اگر، همنام سلمان بوده باشد
دورهی فتنهست آری، میشناسد فتنهها را
آن که در این کربلا، عباس دوران بوده باشد
فتنه خشک و تر نمیداند، خدایا وقتِ رفتن
کاشکی دستم به دامانِ شهیدان بوده باشد
«مهدی جهاندار»