شب قدر است شاید سال دگر زنده نباشی
سعی کن ای پسرِ خوب که شرمنده نباشی

بنده‌ی منتخب حضرت رحمان که نبودیم
سعی کن حداقل بنده‌ی یک بنده نباشیم

دختر خوب تو کم از پسرِ خوب چه داری؟
سعی کن پیش برادر که سرافکنده نباشی

پدرم حرف شما خوب، ولی می‌شود آیا
این‌قدر خشک و نصحیت‌گر و یک‌دنده نباشی؟

فکر پرونده‌ی مایی؟ دمتان گرم ولی ما
ولی ما نگرانیم شما فاقد پرونده نباشی

شب قدر است تو صد سال دگر زنده بمانی
و به شطرنج جهان مهره‌ی بازنده نباشی

صد شب قدر دگر می‌رسد و می‌رود اما
اوج شرمندگی آن است که شرمنده نباشی

«محمدکاظم کاظمی»