کمال‌گرام

متمایل به کمال

۲ مطلب با موضوع «شاعران :: مهدی رحیمی» ثبت شده است

مانده‌ست جبرائیل ابوذر را نگه دارد

مانده‌ست جبرائیل ابوذر را نگه دارد
یا مالک و سلمان و قنبر را نگه دارد

وقتی پیمبر با ولیِّ خود به بالا رفت
باید دو دستی باد، منبر را نگه دارد

باید کسی مثل پیمبر در زمین هم نه
در آسمان دستان حیدر را نگه دارد

دست نبی دست ولی را می‌برد یعنی
نام علی نام پیمبر را نگه دارد

عید غدیر خُم پس از حج معنی‌اش این است
باید که حاجی دور آخر را نگه دارد

یعنی بگردد دور تو حاجی پس از حجش
تا حَدِّ عیدُاللهِ اکبر را نگه دارد

نامت جنون‌خیز است حق دارد مؤذن هم
وقت اذان با دست خود سر را نگه دارد

خوش‌بخت هرکس داشت بیعت با علی اما
خوش‌بخت‌تر آن کس که حیدر را نگه دارد

مثل همیشه در نبود حضرت زهرا (س)
باید که مولا سهمِ کوثر را نگه دارد

ای کاش آن بادی که بالا داشت منبر را
لطفی کند این مرتبه در را نگه دارد

این شعر دارد می‌رود در مقتل آن‌جا که
مانده چگونه شمر خنجر را نگه دارد
«مهدی رحیمی»

مانده‌ست جبرائیل ابوذر را نگه دارد

مهدی رحیمی

۱۳ فروردين ۰۳ ، ۲۱:۱۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
کمال‌گرام ‌

از همان روزی که زلفِ یار را کج ساختند

از همان روزی که زلفِ یار را کج ساختند
ذوالفقار، این تیغِ معنادار را کج ساختند

تا نریزد نامِ مولا مثلِ قند از گوشه‌اش
پس برایِ طوطیان منقار را کج ساختند

من که ایوانِ نجف را دیده‌ام حس می‌کنم
پیشِ آن ایوان در و دیوار را کج ساختند

تا که در هر پیچ و خم نامِ علی را سر دهند
دیده باشی در نجف بازار را کج ساختند
«مهدی رحیمی»

از همان روزی که زلفِ یار را کج ساختند

مهدی رحیمی

۱۳ فروردين ۰۳ ، ۲۱:۰۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
کمال‌گرام ‌