امیرالحق امیرالعشق امیرالمؤمنینی تو
خدایی یا بشر حیدر، نه آنی تو نه اینی تو

زبان شاعرانت می‌شوم، می‌پرسم از خالق
چگونه آفریدت؟ کین‌چنین شورآفرینی تو
«قاسم صرفان»

گواهی می‌دهد خاتم که خاتم‌بخش عشاقی
علی یا ایها الساقی! سخاوت را نگینی تو

من از میلادِ تو در کعبه از معراج دانستم
علیِ آسمان‌ها اوست، اعلایِ زمینی تو

تو فاروقی، تو فرقانی، تو میثاقی، تو میزانی
صراط‌المستقیمی تو امام‌المتقینی تو

قسیم و نار و الجنة، امیرِ هیبت و غیرت
امانی تو، امینی تو، علی! حِسن حصینی تو
«قاسم صرافان»