کمال‌گرام

متمایل به کمال

۲ مطلب با موضوع «شاعران :: هادی رنجی» ثبت شده است

دلِ بیدار من، بر مردم خوابیده می‌گرید

دلِ بیدار من، بر مردم خوابیده می‌گرید
بلی، فهمیده بر احوال نافهمیده می‌گرید

ز چَشم خویشتن آموختم رسم رفاقت را
که هر عضوی به درد آید به حالش دیده می‌گرید

پس از جان‌دادنِ عاشق، دلِ معشوق می‌سوزد
که شیرین بهر فرهادِ به‌خون‌غلتیده می‌گرید

نگردد تا رقیبِ زشت‌خو، آگَهْ ز حال من..
دلم از هِجِر آن زیباصنم دزدیده می‌گرید

به روزِ وصل هم، عاشق بوَد در گریه و زاری
ز شامِ هجر از بس دیده‌اش ترسیده می‌گرید

لبی خندان نبینی تا نباشد دیده‌ای گریان
بخندد جام، چون مینای مِی را دیده می‌گرید

محبت را میان یوسُف و یعقوب سنجیدم
چو دیدم بیش‌تر آن پیرِ محنت‌دیده می‌گرید

کسی کو تیرِ جانان را هدف گردیده می‌خندد
دلی کز تیغ آن محبوب سرپیچیده می‌گرید

هر آن عاشق که بینی از فراق یار می‌نالد
ولی (رنجی) ز بهر دل‌برِ رنجیده می‌گرید

«هادی رنجی»

دلِ بیدار من بر مردم خوابیده می‌گرید

هادی رنجی

گریه

۲۱ آذر ۰۲ ، ۲۱:۰۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
کمال‌گرام ‌

ما را دل از کِشاکشِ دنیا شکسته است

ما را دل از کِشاکشِ دنیا شکسته است
این کِشتی از تلاطم دریا شکسته است

تنها ننالم از غم ایام و جُورِ یار
باشد مرا دلی که ز صدجا شکسته است

ای گل! برون نیاوَرَدَش سوزنِ مسیح
خاری که عشقِ تو به دلِ ما شکسته است

از آن‌چه پیشِ دوستْ ب‍ُود درخورِ نثار
تنها مرا دلی ب‍ُوَد، اما شکسته است

این حسرتم کُشد که ز مرغانِ این چمن
بالِ منِ فلک‌زده، تنها شکسته است

یک دل به سینه دارم و یک شهر دل‌سِتان
بازارِ من ز گرمیِ سودا شکسته است

ما دل‌شکسته از مِیِ مِهر و محبتیم
مینای ما ز نشئه‌ی صهبا شکسته است

هر چیز بشکند ز بها اوفتد، ولیک..
دل را بها و قدر ب‍ُوَد تا شکسته است

(رنجی)! کجا روم ز سر کوی او که من
پای جهان‌دویده‌ام این‌جا شکسته است

«هادی رنجی»

دل‌شکسته

ما را دل از کِشاکشِ دنیا شکسته است

هادی رنجی

۲۱ آذر ۰۲ ، ۲۰:۵۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
کمال‌گرام ‌